۱۳۸۴/۱۱/۱۲

بلوف اول
علی ناظر
جرج بوش در گزارش سالانه اش به ملت آمريکا، مردم ايران را خطاب قرار داده و مي گويد:
« امشب، اجازه دهيد من مستقيماً به شهروندان ايران بگويم: آمريکا به شما و کشور شما احترام می گذارد. ما به حق شما برای انتخاب آينده و به دست آوردن آزاديتان احترام می گذاريم. و ملت ما اميدوار است روزی يکی از نزديک ترين دوستان ايرانی آزاد و دموکراتيک باشد.»
جرج بوش در سال 2002 در موقعيت مشابهي، خطاب به مردم عراق گفت:
.America is a friend to the people of Iraq
Our demands are directed only at the regime that enslaves them and threatens us
آمريکا دوست مردم عراق است. طرف صحبت ما رژيمي است که به مردم عراق ستم، و ما را تهديد مي کند» (اکتبر 2002)نتيجهء آزاد سازي عراق را پس از 3 سال شاهد هستيم، نقض حقوق بشر مردم عراق توسط سربازان آمريکايي را هم ديده ايم، و دقيقا مي دانيم که منظور بوش چيست. اگر صدام تن به سازش مي داد، بي شک حمله اي صورت نمي گرفت، و بوش چشم مبارکش را بر نقض حقوق بشر توسط صدام حسين مي بست. اما صدام بدنعلي کرد، و بوش هم چهرهء واقعي خود را نمايان ساخت.
آنچه که به ايران و مردم ايران بر مي گردد، اين جملهء بوش است «ما به حق شما برای انتخاب آينده و به دست آوردن آزاديتان احترام می گذاريم » که شايان قدرداني است. مي گويند «گفتي باور کردم، اصرار کردي شک کردم، قسم خوردي فهميدم دروغ مي گويي». براي اينکه خداي نکرده کسي به گفته هاي جرج بوش شک نکند، و واقعا باور کند که به انتخاب مردم ايران احترام مي گذارد، تنها بايد دو کار انجام دهد:
1- به رايس بگويد که اسم مجاهدين را از ليست تروريستي خارج کرده، و حق دفاع مشروع را براي مردم به رسميت بشناسد.
2- فشار بر رژيم را محدود به اتمي شدن يا نشدن رژيم نکند، بلکه نقض حقوق بشر در ايران را هم در دستور کار شوراي امنيت قرار دهد.
بقيه کار ها و تغيير رژيم را خود مردم انجام مي دهند، چه رژيم اتمي باشد، چه نباشد.
سوال هميشگي اين است حال که جامعه بين المللي هم صدا شده است، جناح هاي رژيم يکپايه شده اند، چه مدت ديگر بايد طول بکشد که اپوزيسيون سرنگوني طلب متحد شود؟
علي ناظر – 13 بهمن 1384

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

نويسنده ي جوان زير شکنجه و سکوت رسانه اي
نويسنده ي جواني به نام «الهام افروتن» به دليل انتشار يک مقاله ي طنز سياسي، در معرض شکنجه و در خطر مرگ قرار گرفته است. اتهام او نوشتن مقاله اي به نام «مبارزه با ايدز حکومتي را علني کنيم» در يک روزنامه ي محلي به نام «تمدن هرمزگان» است که به مدير مسئولي يکي از راهيافته گان به مجلس رژيم اسلامي در استان هرمزگان منتشر مي شود.

الهام افروتن در اين مقاله آيت الله خميني را به ايدز تشبيه کرده است که در سال 57 از فرانسه به ايران منتقل شد، او لاجوردي ها و و خلخالي ها را به عنوان ناقلان اوليه ي بيماري معرفي نموده و و مراکز تجمع کنوني بيماري را سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و قوه ي قضائيه و نمود عيني بيماري را محمود احمدي نژاد معرفي کرده است.

او در اين مقاله خاتمي را به آنتي ويروسي تشبيه کرده که علاوه بر عدم توانايي در نابودي بيماري، در تکثير اين بيماري نقش عمده اي ايفا نموده است.

الهام افروتن از اعضاء اصلي انجمن داستان نويسان شهر بندرعباس بوده و جامعه ي ادبي شهر بندرعباس به توانايي هاي ادبي او اعتقاد دارند. چند تن از اعضاء اين انجمن در نامه اي خطاب به مريم هوله و پايگاه ادبي «مانيها» خواستار اطلاع رساني درباره ي وضعيت او شده اند. اين نويسنده ي جوان هم اکنون در بازداشتگاه هاي اطلاعات استان هرمزگان به سر مي برد و ظواهر امر نشان مي دهد که جريانات حکومتي سعي در حذف بي سروصداي او دارند.
با توجه به اين که مسئوليت نشريه اي که اقدام به انتشار مقاله ي مورد نظر نموده است، برعهده ي يکي از راهيافته گان مجلس رژيم اسلامي ايران است، اين شخص و جرياناتي که او را مورد حمايت قرار مي دهند، با حذف اين نويسنده ي جوان سعي در بازسازي چهره ي اين راهيافته و نشريه ي او دارند و در مقابل هر گونه تلاش براي نجات او مقاله ي او را «غير قابل دفاع» مي نامند.
گمنامي اين نويسنده ي جوان و عدم اطلاع رساني درباره ي وضعيت او مي تواند دست حکومت ايران و عوامل آن را براي هر گونه جنايت و سپس سرپوش گذاشتن بر آن باز خواهد گذاشت و هم چنان که بر هيچ کس پوشيده نيست، رژيم حاکم بر ايران در اين گونه جنايات، پرونده ي سياهي دارد و به عنوان مثال جنايتي که در مورد خانم زهرا کاظمي صورت گرفت، به لطف تابعيت کانادايي ايشان و بازتاب خوب رسانه اي هميشه در اذهان باقي خواهد ماند. در صورتي که خانم کاظمي حتي بر طبق قوانين رژيم ايران نيز هيچ جرمي مرتکب نشده بود و حتي براي دستگيري او هيچ توجيهي وجود نداشت. يادآوري اين خاطزه ي تلخ؛ شدت خطري که اين نويسنده ي جوان را تهديد مي کند، روشن تر مي کند. عدم اطلاع رساني در اين مورد مي تواند به مرگ فجيع يک انسان زير شکنجه منجر شود، هيچ انساني نبايد به خاطر آراء و عقايدش مورد شکنجه قرار گيرد، زنداني يا کشته شود و موافقت يا مخالفت ما با آراء و نظرياتش نبايد باعث شود که در برابر آزار و قتل او که تجاوز به حقوق تمامي انسانها است، سکوت کنيم. همين دليل از تمامي رسانه ها، انجمن هاي دفاع از حقوق بشر، دفاع از روزنامه نگاران، دفاع از زندانيان سياسي، انجمن هاي دفاع از حقوق زنان، فعالين سياسي و تمامي انسانهاي آزاده و آزادانديش و تمامي کساني که براي آزادي بيان و انديشه مبارزه مي کنند و آن را محترم مي شناسند، فارغ از تمام موضع گيري هاي سياسي و ... تقاضا مي کنيم براي نجات اين نويسنده ي جوان از مرگي تلخ و دردناک نجات دهيد.
انتشار اين خبر حتي در يک وبلاگ بيشتر هم مي تواند عامل بازدارنده اي دربرابر اين تجاوز باشد، پيشاپيش دستان همه ي شما را که به ياري او برميخيزيد، مي بوسيم.
با احترام و عشق
هومن عزيزي و مريم هوله

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۴/۱۱/۱۱

درود بر کارگران قهرمان شرکت واحد
دوستان عزيز
به فراخوان کانون وبلاگ نويسان ايران توجه کنيم.
در هر جاي دنيا که هستيم مي توانيم به اين کارگران قهرمان با خبررساني خود و اعتراض به مقامات بين المللي کمک کنيم. حتي يک تلفن و يک ايميل از طرف هر کدام از ما تبديل به هزاران هزار ايميل و تلفن خواهد شد. آري دوستان . 3 ميليون ايراني در خارج از کشور زندگي ميکنند. بياييد دست ها را يکي کنيم و کارگران و کودکان و همسرانشان را در دستان خبيث جمهوري اسلامي تنها نگذاريم.
براي شکايت به عفو بين الملل به اين آدرس برويد:
ايميل و نام و کشور اقامتتان را وارد کنيد و در قسمت پيام مي توانيد اين متن را بگذاريد
به انگليسی :
I am writing to let you know that the Iranian government has bruttaly beaten and arrested hundreds of Tehran's public bus drivers and their families, including children as young as two. I am asking for your urgent action and call to the Iranian government for their immediate release.
به فرانسوی :
Je vous écris afin de vous informer que le gouvernement iranien a violemment battu et arrêté des centaines de conducteurs de bus publics de Téhéran ainsi que leurs familles, y compris des enfants âgés de 2 ans.
Je vous demande de bien vouloir agir urgemment en réaction et d'appeler le gouvernement iranien à libérer immédiatement ces personnes.
همين متن را ميتوانيد براي اين مقامات هم ايميل کنيد.
صليب سرخ بين المللي ژنو
تلفن:++ 41 (22) 734 60 01
شکايت در مورد نقض حقوق بشر به کميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد
+ 41 22 9179022 Fax
کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد
Fax: + 41 22 917 9011
کميسيونر حقوق بشر اتحاديه اروپا
Mr. Alvaro Gil-Robles
به نقل از وبلاگ گل کو

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۴/۱۱/۱۰

سنديکاي کارگران شرکت واحد اعلام کرد در واکنش به سرکوب گسترده، به مبارزه خود سرسختانه تر و متحدانه تر ادامه مي دهد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

بيانيه کانون وبلاگ نويسان ايران (پن‌لاگ) در رابطه با سرکوب فعالين سنديکاي شرکت واحد

کانون وبلاگ نويسان ايران (پن‌لاگ) با محکوميت سرکوب وحشيانه اعتصاب کارگران شرکت واحد ،همه کاربران اينترنت را به يک کمپين اينترنتي در روز دوشنبه فرا مي‌خواند.

بنا به گزارشات رسيده مامورين امنيتي و اطلاعاتي جمهوري اسلامي ايران شب گذشته با يورش به منازل کارگران مظلوم شرکت واحد با اعمال ضرب و شتم , صدها نفر را دستگير کرده اند.در ميان دستگير شدگان همسران کارگران و کودکان دو ساله نيز به چشم مي‌خورند. جرم دستگير شدگان، اعتصاب براي بهبود شرايط طاقت فرساي شغلي آنان بوده است .

کانون وبلاگ نويسان ايران ضمن محکوميت اين برخورد وحشيانه و خشن ، با توجه به سابقه دولت ايران درزمينه نقض گسترده حقوق زندانيان سياسي مشتمل براعدام و شکنجه هاي مختلف روحي و جسمي و غيره بشدت نسبت به وضعيت دستگيرشدگان ابراز نگراني کرده و همه ايرانيان و سازمانهاي بين‌المللي مدافع حقوق بشر را به اقدام فوري و موثر در برابر اين جنايت وحشيانه فرا مي‌خواند.

کانون وبلاگ نويسان ايران از همه وبلاگ‌نويسان و وب‌نويسان محترم تقاضا دارد: با نصب لوگوي سنديکاي کارگران شرکت واحد در صفحات خود با ايشان اعلام همبستگي نموده و با همه امکانات به خانواده هاي دستگير شدگان کمک کنند.

از همه وبلاگ نويسان و کاربران اينترنت درخواست مي‌کنيم روز دوشنبه دهم بهمن ماه برابر با 30 ژانويه 2006 با تماس تلفني و ارسال فکس به سازمان عفو بين‌الملل,ديده بانان حقوق بشر سازمان ملل متحد، کميسيون حقوق بشر سازمان ملل وپارلمان اتحاديه اروپا وهمچنين صليب سرخ جهاني و روزنامه‌هاي محلي در کشورهاي متبوعه ،آنان را در جريان موارد نقض آشکار حقوق بشر توسط رژيم قرون وسطايي ايران قرار دهند و خواهان پيگيري ايشان براي آزادي دستگير شدگان گردند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۴/۱۱/۰۵

مگر ميشود خورشيد را كشت؟
منبع: سايت ديدگاه
همنشين بهار
زمستان سال ۵۷ با هواي سرد و « گرگ و ميش »اش، بهمن را انتظار ميکشيد ! امّا نه « بهمن »ي که بيايد و همه را از دَم، زير بگيرد ! آن سالِ پُر ماجرا، آبستن حوادثِ تازه بود
سازمان سيا، که خروش مردم را دست کم ميگرفت، پس از واقعه ميدان ژاله و « ۱۷ شهريور » نيز، فيس و افاده ميآمد همه چيز امن و امان است « ما اوضاع را تحت کنترل داريم... حتي ايران در شرائط پيش از انقلاب هم نيست.» ! امّا... بهمن، گوشش به اين حرف ها بدهکار نبود ! سرازير شد
هيچکس نمي دانست دو يا سه هفته ديگر همه چيز « کُن فَيکون » خواهد شد
هنوز قال ساواک کنده نشده بود امّا شکنجه گرانِ آينده، براي سرکوب آزاديخواهان دوز و کلک مي چيدند. عملهِ استبداد که حتي امکان ندادند هنگام ورود خميني در بهشت زهرا ــ مردم، صداي پدر رنجديدهِ ناصر صادق يا مادر بزرگوار رضائي ها را هم بشنوند ــ اينک در دعواهاي دروني خويش فاش مي کنند که هفته هاي نخستِ پس از سرنگوني شاه، «دستور کار اولين جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، براندازي مجاهدين خلق بود و روي همين حساب قرار شد از هر راهي که ممکن است آنان را به تقابل کشيده، براي هميشه از سر راه بردارند» . آخوند محمد يزدي نيز در خاطرات خويش به صراحت آورده است که براي اين منظور زير پاي خميني ــ که البته او خودش همه را لب جوي آب مي بُرد و تشنه برميگرداند ــ نشسته است
جّو سازي عليه نيروهاي ترقيخواه آغاز شد، مرتجعين با دست گذاشتن بر بي تجربگي و ضعف طرف مقابل ــ مُدام آتش تهيّه مي ريختند و اسباب فتنه ميشدند تا جائي که آيت الله طالقاني به وضوح گفت: دارند زير پاي انقلاب پوست خربزه مي گذارند... امثال سعيد سلطان پور و ساعدي و آشوري و پاک نژاد و مسکوب و دانشور و شاملو... و همه آزاديخواهان، ابرهاي سياه و تيره را در آسمان آبي و پُر ستاره انقلاب ميديدند و رنج ميبردند. ارتجاع حاکم هر روز فيل جديدي هوا ميکرد و بامبول تازه در ميآورد. بيهوده نبود که مجاهدين آن همه از فتنه ارتجاع سخن مي گفتند و تهديد اصلي را « بُروز زودرس جريان راست ارتجاعي» ميدانستند
چهارم بهمن ماهِ سال ۵۷ که «راهبر مجاهدين» تازه از زندان شاه آمده بود با اشاره به توطئه استبداد و ارتجاع گفت:
مگر ميشود خورشيد را كشت؟
مگر ميشود باد را از وزيدن بازداشت و باران را از باريدن؟
مگر ميشود اقيانوس را خشك كرد؟
مگر ميشود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روييدن لاله ها شد؟
مگر ميشود ملتي را تا به ابد اسير نگهداشت؟ نه! اين خواست خدا و ارادهٌ خلق است، سنّت تاريخ است، قانون اجتماع است… بشارت همهٌ انبيا، پيام آوران، مصلحين و انقلابيون بزرگ جهان است كه خلق پيروز ميشود... ما در آغاز راهيم. راهي بس طولاني و دراز، اما آينده تابناك است
انگار همين ديروز بود ... ياد باد آن روزگاران ياد باد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۴/۱۰/۱۳

خطابه سال تحويل2006 ميلادى
اسماعيل وفا يغمايي
برگرفته از سايت : طليعه سپيده دمان

چگونه
مى گذرد
جهان؟
بى
هيچ
آرمان
از واپسين ثانيه دسامبر
به نخستين ثانيه ژانويه.


تا نيمه شب
تنها فشفشفه هاى پوچ در فضا مى تركند
جامها و مثانه ها پر و خالى مى شوند
در كاباره ها
روسپيان رنگين پرهاى طاووس را
بر باسنهاى جنبانشان مى لرزانند
شومن هاى پوك فضا را از كف مى انبارند
ودرست در نيمه شب
خطيبان معطر
و پا اندازان شيك
و قاپوقچيان اطوكشيده
زمزمه هايشان را در گوشهاى ما استفراغ مى كنند
تا صبح تاريك نخستين روز2006 ميلادى
در جها نى كه ثروت سه ميليارد انسان
در جيبهاى 150 تن تلنبارشده است
بر دهانهاى گرسنه طلوع كند
و ما چريكهاى جوان شرقى مغرور سالهاى 1980 ميلادى
بيشتر، در ظرفشويخانه هاى غربى سال 2006 ميلادى
با اجساد خاطرات ويرانمان بر دوش
با خنجرى عتيق در پشت
به دور ازخاك و خلق مان
كمرنگ وپير و غبار شويم.


چگونه مى گذرد جهان
چگونه نفس مى كشد جهان
بى هيچ آرمان
از واپسين ثانيه دسامبر
به نخستين ثانيه ژانويه
چگونه
مى گذرد
جهان؟....

اول ژانويه 2006 ميلادى

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed