۱۳۸۴/۱۱/۱۸

فرمايشات امام خميني در باب کارتون ناب محمدي!
اگر حافظان بيضه اسلام به روي خودشان نميآوردند که چه بهتر. اگر هم ميخواستند ساکت ننشينند راهش همين است که عرض ميکنم:
"بسمه تعالي - سردبير نشريه يولاند پوستن عطف به کارتوني که در باره پيامبر اسلام چاپ کرده بوديد که عمامه حضرتش شبيه بمب بوده، به اطلاع ميرساند.....
برابر تحقيقاتي که قاطبه مسلمانان در سراسر دنيا به عمل آورده اند و به اعتبار اسناد و شواهد تاريخي، عمامه آن حضرت هيچ شباهتي به بمب نداشته و آن کارتون ِ خلاف واقع ، نتيجه خيال پردازي کاريکاتوريست بي ابتکار نشريه شما بوده است.
خواهشمند است طبق قانون مطبوعات اين توضيح را در شماره بعدي آن نشريه در همان صفحه و همان ستون به چاپ برسانيد. از طرف ...... "
باور کنيد قضيه به همين سادگي حل ميشد و اينهمه آشوب بپا نميشد و آن کارتون لعنتي از آن نشريه کم تيراژ به اضافه ده ها کارتون لعنتي ديگر در مطبوعات چهار قاره دنيا به تيراژ ميلياردي نميرسيد و کامپيوتر خويشاوندان ما هم در يکي از دهات سبزوار آن را نميگرفت!
حالا آقايان علماي اسلام دارند التماس ميکنند به الله کرم هاي اسلام که اي برادران مسلمان، آتش نزنيد و نسوزيد که دودش توي چشم خودمان ميرود. اما آنها لا به لاي فريادهاي الله اکبر و «ميکُشم ميکُشم هر که پيغمبرم کِشيد»، جواب ميدهند "شما خفه. دستور علماست!".
ظاهراً چهارماه روي اين اعتراضات و تظاهرات کار شده. طوري نبوده که خون مسلمين يکباره به جوش آمده باشد! چه "بيزينسي" پشتش هست، نميدانم اما بايد يک بيزينسي پشتش باشد!
پيام امام خميني از آن دنيا شايد قدري به حل معما کمک کند:
فرمايشات امام خميني
"بسم الله الرحمان الچيز. رحيم و چه و چه. لاکن برادران و خواهراني که اينجا تشريف آوردين برادران. خوب شد خواهران را نياوردن. زحمت شدين در اين هواي گرم!
در باب اينکه يک کسي اون کس کاريکاتور شده به پيامبر اسلام، توهين شده با کارتون. لاکن اين بايد عدالت باشه به اون. (مرگ بر آمريکا ، مرگ بر آمريکا) دادگاه باشه. هيأت باشه. لاکن احراز هويت کفايته. اسلام دين مهرباني و رأفته. اين خداي ناکرده بايد سوال بشن با کدوم دست کشيده به اون. با کدوم دست کارتون شده به پيغمبر. اشتباهي اگر عوضي ساطور بزنن، اين گناهه. کودوم دست بوده ساطور به همون قطع ميکنه. در صدر اسلام هم اشتباه قطع نبود. يک نفر اومد کاريکاتور باشه از پيامبر. حضرت علي پاشد. پهلوون بود ماشالله. پاشد زد به شمشير. نصفش کرد. يک کارتونيست اينور، يک کارتونيست اونور. شمشير وسط. (الله اکبر) دوتا شد اون. لاکن چون ارمني بود حضرت مسيح اومد تف زد چسبوندش بردش با خودش. (آمريکا آمريکا مرگ به نيرنگ تو) همين دانمارکي از تخم همونه. من تو دهن اين دانمارکي ميزنم. من خودم دانمارکي تعيين ميکنم.
اين به گمونش اون آقاي کارتر آدم بوده. لاکن اگر همين شير نقته ببنده اسلام و مسلمين اگر خداي نخواسته سفت باشه از اون شير نفت. شاه دانمارکم مثل کمون حلاجا ميلرزه از برودت. لاکن اينجا چقدر داغه. اين اون سلمان رشدي بهش گفته بکش. يا اون کشيده داده دستش. اين که خودش کارتونيست بلد نيست بکشه. اون چيز کرده. داده به اين. لاکن ما موقع سلمان رشدي بلد بوديم نسق بگيريم از غرب که براندازي نباشه به رژيم ما. فهميد. (الله اکبر) من دعا هستم براي دانمارکي. که گيرش بيارن مسلم و مسلمين. هرچند وقت يکبار لازمه اين. لاکن ما از جنبه سياسي درگيري با غرب نيستيم. معهذا از جنبه هنر و ادبي درگيري با غرب هستيم. اين فيلمسازه اون نويسندِيَه اون مترجمه اون کارتونه. گور باباي همه شون. (الله اکبر)
لاکن هرکس کاريکاتور باشه به اسلام و مسلمين، هرکس کارتون باشه به ائمه، هرکس تام اند جري باشه به پيغمبر اسلام، اين از فردا بهش ميگن دانمارکي يک دست. (الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر) چقدر من به آقاي پاپ گفتم برگرده به اسلام. لاکن چقدر گفتم وقتي برميگرده سر راهش اون والت ديسني رم با خودش بياره. يا همون ميکي موز يا دونالد داک يا چه و چه. (آمريکا، اسرائيل، نابود بايد گردد) لاکن اينها مردوده در اسلام (والت ديسني، ميکي موز، مردود بايد گردد) من اخطار هستم به اون اخوان وارنر هم. کارتون نداريم. کاريکاتور نداريم. طنز نداريم. لاکن کاري نکنين که ديسني لنده صحراي کربلا کنيم براتون. اللهم صل علي محمد اند هيز فاميلي."

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۴/۱۱/۱۶

غروب يکشنبه بود و کاری نداشتم، رفتم در سايتی و برنامه عصر يکشنبه پال تالک را پيدا کردم:
يکشنبه 5 فوريه ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی با "......."در اتاق "........" موضوع:بحران هسته ای - جمهوری اسلامی و ايالات متحده
اما وقتی به پال تالک وصل شدم، پنجره زير نمايان شد.
مبارزه ای که به آن لاين بودن يا نبودن يک سرور بستگی داشته باشد، برای هيچ کسی تنبان نميشود.
حتما با خودشان خواهند گفت :
يک روز ديگر هم سرنگونی به تعويق افتاد!!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پيام مريم رجوي به مناسبت ارجاع پرونده هسته اي رژيم ايران به شوراي امنيت

شنبه، ۱۵ بهمن، ۱۳۸۴
رئيس جمهور برگزيده مقاومت، ارجاع پروندة رژيم آخوندي به شوراي امنيت را شكست سياسي بزرگي براي رژيم به بن‌بست رسيدة آخوندها و پيروزي مقاومت پررنج و شكنج مردم ايران دانست و به مردم و حاميان مقاومت ايران تبريك گفت.
هموطنان عزيز
ياران و حاميان مقاومت در سراسر جهان
ارجاع پروندة رژيم آخوندي به شوراي امنيت ملل متحد، كه شكست سياسي بزرگي براي رژيم به بنبست رسيدة آخوندها و پيروزيِ مقاومت پررنج و شكنجِ مردم ايران است، بر همه شما مبارك!
اين تحول،آغاز دورانِ جديدي از انزوا و طردشدگي جهاني رژيم و تغيير تعادل قواي بينالمللي عليه دشمنِ تمامِ مردم ايران است. اين پيروزي، نتيجة كوششِ طاقت فرساي مقاومت ايران و حاصلِ خونِ جگرِ مردم ايران است كه در ربع قرن گذشته، هزاران بار به مخالفت و اعتراض و قيام عليه ملايان جنايتكار برخاستهاند و هربار مانندِ آنچه در روزهاي اخير بر سر كاركنان ستمزدة شركت واحد تهران آمد، با دستگيري و شكنجه و شلاق ، صداي حقطلبانة آنها را در گلويشان شكستند.
اين پيروزي، از ثمرات فداي بزرگِ مردم ايران است كه يكصد و بيست هزار تن از پاكترين فرزندانشان را در مبارزه عليه فاشيسم مذهبي تقديم كردهاند.
از جانب مردم و مقاومت ايران، به زنان و مردان شجاعي كه با جانفشاني و خلاقيت بينظير، سريترين اطلاعاتِ سايتهاي اتمي رژيم آخوندي را به آگاهي جهانيان رساندند و بحرانِ عظيمِ كنوني را دامنگير اين رژيم كردندو به همة قهرماناني كه در راه افشاي اطلاعاتِ طرحهاي توطئهگرانة دشمن مردم ايران به شهادت رسيدند يا دستگير شدند يا خانه و زندگي خود را از دست داده و به ناگزير جلاي وطن كردند، از صميم قلب درود ميفرستم.
هم چنين گرمترين درودها را نثار مجاهدانِ آزادي در شهر اشرف ميكنيم كه با پايداري دليرانه در برابر ديكتاتوري آخوندي جهان را به ايستادگي در برابر هيولاي بنيادگرايي برانگيختند.
و درود به هواداران مقاومت در سراسر جهان، كه ساليان سال است در گرما و سرما و زير سختترين فشارها براي افشا و طرد رژيم آخوندي مبارزه كردند و زمينه ساز پيروزي كنوني بودند.
هم چنين از حاميان مقاومت ايران،شخصيتهاي سياسي و نمايندگان پارلمانها در كشورهاي مختلف كه در اين سالها از تلاش اين مقاومت براي برانگيختن جامعه جهاني به اتخاذ سياست قاطعانه در برابر رژيم آخوندي پشتيباني كردند، عميقاً تقدير ميكنم.
همچنين از مردم شريف و نيروهاي دمكراتيك عراق به خاطر حمايت بيدريغ از مقاومت ايران و راه حل اين مقاومت در برابر بنيادگرايي تقدير ميكنم. دو ميليون و هشتصد هزار تن از مردم عراق در بيانيه خود بر نقش اين مقاومت به عنوان مؤثر ترين وزنه تعادل در برابر آرزوهاي توسعه طلبانه رژيم ايران تأكيد كردهاند.
همچنانكه در روزهاي اخير،بيش از 12هزار حقوقدان و وكيل عراقي در بيانيه خود خواستار حذف نام مجاهدين از ليست تروريستي اتحاديه اروپا و آمريكا شده و بر حمايت از اين مقاومت تأكيد كردهاند.
امروز همة مدافعان صلح و نيروهاي دمكراتيك در سراسر جهان در اين پيروزي با مردم ايران شريكند.
اعلام جنگ رژيم آخوندي عليه جامعة جهاني در ماههاي اخير، از سرگيري خودسرانة فعاليت تأسيسات اتمي و فريادهاي پر از تهديد رئيس جمهور ملايان ، ديگر جايي براي انعطاف نسبت به اين رژيم باقي نگذاشت و خوشبختانه سرانجام به واكنشِ قاطعِ جامعة بينالمللي منجر شد. اما بايد توجه داشت كه همه اين تهديدها و جنگطلبيها تنها گوشة ناچيزي از مصيبت و درد و رنجي است كه در 25 سال گذشته مردم ايران تحت حاكميتِ ملايان كشيدهاند. و هنوز به راستي جهان خبردار نشده است كه بر مردم ايران چه گذشته است.
باشد كه نداي حقطلبانة مردم ايران كه زير فشارِ بيحد و حصرِ سركوبگريهاي ملايان به ستوه آمدهاند، از اين پس مورد توجه همة جهان قرار گيرد. چنان كه مقاومت ايران از آغاز تأكيد كرده است، در برابر اين رژيم ، تنها يك پاسخِ مؤثر وجود دارد و آن قاطعيت است. به همين دليل از اين پس نيز ضروري است كه در مراحلِ بررسي پروندة رژيم در شوراي امنيت، هيچ گونه تعلل و مسامحهيي راه پيدا نكند ، به شانتاژها و فشارهاي اين رژيم عليه جامعه جهاني و به مانورها و فريبكاريهايش براي به دست آوردن زمانِ بيشتر، كمترين امكاني داده نشود.
اكنون كه تشبثات و زد و بندهاي ملايان براي فرار از حسابرسي بينالمللي به شكست انجاميده و دورة جديدي در رويارويي جهاني با اين رژيم آغاز شده است،و اكنون كه با ارجاع پروندة اين رژيم به شوراي امنيت، نخستين گامِ ضروري در ممانعت از دستيابي آن به سلاح اتمي برداشته شده است، برداشتن گامهاي تعيين كنندة ديگر كاملاً ضروري است. گامهايي كه در راستاي تغيير دمكراتيك به دست مردم و مقاومت ايران باشد.
همچنان كه تجربه سه سال مذاكره با رژيم آخوندها هم اثبات كرد، سازش و مماشات، جز آن كه به جنگ طلبي رژيم آخوندي ميدان بدهد حاصلي نداشته است. جنگ و مداخلة نظامي خارجي نيز راه حل مسألة ايران نيست.راه حل صحيح، مؤثر و واقعگرايانه، همانا راه حلِ سوم، يعني تغيير به دست مردم و مقاومت ايران است. اين راه حلي است كه مردم ايران در هفت ماه گذشته، با انجامِ بيش از 2700 حركت اعتراضي و اعتصاب و تظاهرات، آمادگي خود براي آن را نشان داده اند. همچنان كه مقاومت سازمان يافته ايران شايستگي و ظرفيت خود را براي تحقق آن اثبات كرده است. تكرار ميكنم كه ما براي تغيير از غرب نه پول ميخواهيم و نه سلاح. اگر امتيازهايي كه غرب به ملايان داده متوقف شود, دلارهاي نفتيِ بيدريغ به حساب آخوندها سرازير نشود, به سكوت و بي عملي در مقابل نقض سيستماتيك حقوق بشر و جنايات تروريستي ملايان پايان داده شود و ليست تروريستي و ساير محدوديتهاي ناعادلانه عليه مقاومت برداشته شود, تغيير در دسترس است.
براين اساس از شوراي امنيت ملل متحد انتظار داريم كه به اعمال تحريمهاي نفتي, تسليحاتي و تكنولوژيك و ديپلماتيك عليه رژيم آخوندي مبادرت كند.جناياتِ رژيم آخوندي و سران آن عليه مردم ايران به خصوص قتل عام سي هزار زنداني سياسي در سال 67 و جنايات تروريستي اين رژيم در خارج كشور در يك دادگاه بين المللي تحت رسيدگي قرار گيرد.
برچسب ناعادلانة تروريستي عليه سازمان مجاهدين خلق ايران حذف گردد.
و شوراي ملي مقاومت به عنوان مقاومت مشروع مردم ايران مورد حمايت قرار گيرد.
بي ترديد مبارزة مردم ايران در سراسر كشور، و كوشش ياران و حاميان مقاومت در سراسر جهان براي شناسايي حق مقاومت در برابر رژيم آخوندها، از اين پس شتاب خواهد گرفت و آخوندها را در تنگناي فزاينده قرار خواهد داد.
باشد كه با تحريم قاطعانة اين رژيم و محاصرة سياسي آن در عرصة بينالمللي، و با همتِ مردم و مقاومت ايران، بساطِ استبدادِ مذهبي برچيده شود و جهان از شر رژيمي كه صلح و امنيت و آرامش را به خطر انداخته رهايي يابد.
سلام بر ملتِ بزرگ ايران
سلام بر آزادي
شنبه، ۱۵ بهمن، ۱۳۸۴

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۴/۱۱/۱۵

پرونده رژيم ايران به شوراي امنيت ارجاع شد
خبرگزاري فرانسه از وين گزارش كرد: شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي، روز شنبه با اكثريت قاطع آرا تصويب كرد كه پرونده هسته اي رژيم ايران به شوراي امنيت ملل متحد ارجاع داده شود.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سردبير روزنامه فرانس سوار : بخاطر آنکه اسلام مسلمين را از کشيدن تصوير محمد منع مي‌کند آيا غير مسلمانان هم بايد از اين فرامين پيروي کنند؟
ديروز پس از پيوستن روزنامه فرانس سوار به جمع حمايت کنندگان روزنامه دانمارکي، دست اندرکاران روزنامه فرانس سوار سردبير شجاع خود را از کار برکنار کردند. چه حماقتي! در زير ترجمه بخشي از مقاله اين روزنامه را مي‌خوانيد.
يک توضيح: هرچه روي نت گشتم نتوانستم اصل مقاله روزنامه فرانس سوار را پيدا کنم، اين متن از روي وب سايت تلويزيون کانال يک فرانسه ترجمه شده.
روزنامه فرانس سوار (France Soir) در صفحه اول خود مي نويسد، ولتر کمک!
تصويري در اين روزنامه مسلماناني را نشان مي‌دهد که در حال آتش زدن پرچم دانمارک هستند. نويسنده روزنامه مي‌پرسد: بخاطر اينکه اسلام مسلمين را از کشيدن تصوير محمد منع مي‌کند آيا ديگران که مسلمان نيستند هم بايد از اين فرامين پيروي کنند؟
آيا مي‌توان جامعه‌اي را تصور کرد که در آن هر ممنوعيتي از هر باور و فرقه‌اي را بايد به اجرا گذاشت؟ در اين صورت ديگر چه چيزي از آزادي بيان باقي خواهد ماند؟ اين گونه جوامع را ما خوب مي‌شناسيم، ايران ملاها يک نمونه آن است.
نويسنده در ادامه سوالي را طرح مي‌کند و مي‌نويسد:
فرانسه دوران انکيزيسيون (دوران سياه تفتيش عقايد کليسا)، دوران قصابي، دوران سنت بارتلمی، همين ديروز بود.
آزادي مذهب، آزادي باور کردن يا باور نکردن است، عمل به يک باور در آسودگي و آزادي است. آزادي مذهب به اين معنا نيست که طرفداران يک باور، قواعد و باورهاي خود را بر کل جامعه تحميل کنند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۴/۱۱/۱۲

بلوف اول
علی ناظر
جرج بوش در گزارش سالانه اش به ملت آمريکا، مردم ايران را خطاب قرار داده و مي گويد:
« امشب، اجازه دهيد من مستقيماً به شهروندان ايران بگويم: آمريکا به شما و کشور شما احترام می گذارد. ما به حق شما برای انتخاب آينده و به دست آوردن آزاديتان احترام می گذاريم. و ملت ما اميدوار است روزی يکی از نزديک ترين دوستان ايرانی آزاد و دموکراتيک باشد.»
جرج بوش در سال 2002 در موقعيت مشابهي، خطاب به مردم عراق گفت:
.America is a friend to the people of Iraq
Our demands are directed only at the regime that enslaves them and threatens us
آمريکا دوست مردم عراق است. طرف صحبت ما رژيمي است که به مردم عراق ستم، و ما را تهديد مي کند» (اکتبر 2002)نتيجهء آزاد سازي عراق را پس از 3 سال شاهد هستيم، نقض حقوق بشر مردم عراق توسط سربازان آمريکايي را هم ديده ايم، و دقيقا مي دانيم که منظور بوش چيست. اگر صدام تن به سازش مي داد، بي شک حمله اي صورت نمي گرفت، و بوش چشم مبارکش را بر نقض حقوق بشر توسط صدام حسين مي بست. اما صدام بدنعلي کرد، و بوش هم چهرهء واقعي خود را نمايان ساخت.
آنچه که به ايران و مردم ايران بر مي گردد، اين جملهء بوش است «ما به حق شما برای انتخاب آينده و به دست آوردن آزاديتان احترام می گذاريم » که شايان قدرداني است. مي گويند «گفتي باور کردم، اصرار کردي شک کردم، قسم خوردي فهميدم دروغ مي گويي». براي اينکه خداي نکرده کسي به گفته هاي جرج بوش شک نکند، و واقعا باور کند که به انتخاب مردم ايران احترام مي گذارد، تنها بايد دو کار انجام دهد:
1- به رايس بگويد که اسم مجاهدين را از ليست تروريستي خارج کرده، و حق دفاع مشروع را براي مردم به رسميت بشناسد.
2- فشار بر رژيم را محدود به اتمي شدن يا نشدن رژيم نکند، بلکه نقض حقوق بشر در ايران را هم در دستور کار شوراي امنيت قرار دهد.
بقيه کار ها و تغيير رژيم را خود مردم انجام مي دهند، چه رژيم اتمي باشد، چه نباشد.
سوال هميشگي اين است حال که جامعه بين المللي هم صدا شده است، جناح هاي رژيم يکپايه شده اند، چه مدت ديگر بايد طول بکشد که اپوزيسيون سرنگوني طلب متحد شود؟
علي ناظر – 13 بهمن 1384

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

نويسنده ي جوان زير شکنجه و سکوت رسانه اي
نويسنده ي جواني به نام «الهام افروتن» به دليل انتشار يک مقاله ي طنز سياسي، در معرض شکنجه و در خطر مرگ قرار گرفته است. اتهام او نوشتن مقاله اي به نام «مبارزه با ايدز حکومتي را علني کنيم» در يک روزنامه ي محلي به نام «تمدن هرمزگان» است که به مدير مسئولي يکي از راهيافته گان به مجلس رژيم اسلامي در استان هرمزگان منتشر مي شود.

الهام افروتن در اين مقاله آيت الله خميني را به ايدز تشبيه کرده است که در سال 57 از فرانسه به ايران منتقل شد، او لاجوردي ها و و خلخالي ها را به عنوان ناقلان اوليه ي بيماري معرفي نموده و و مراکز تجمع کنوني بيماري را سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و قوه ي قضائيه و نمود عيني بيماري را محمود احمدي نژاد معرفي کرده است.

او در اين مقاله خاتمي را به آنتي ويروسي تشبيه کرده که علاوه بر عدم توانايي در نابودي بيماري، در تکثير اين بيماري نقش عمده اي ايفا نموده است.

الهام افروتن از اعضاء اصلي انجمن داستان نويسان شهر بندرعباس بوده و جامعه ي ادبي شهر بندرعباس به توانايي هاي ادبي او اعتقاد دارند. چند تن از اعضاء اين انجمن در نامه اي خطاب به مريم هوله و پايگاه ادبي «مانيها» خواستار اطلاع رساني درباره ي وضعيت او شده اند. اين نويسنده ي جوان هم اکنون در بازداشتگاه هاي اطلاعات استان هرمزگان به سر مي برد و ظواهر امر نشان مي دهد که جريانات حکومتي سعي در حذف بي سروصداي او دارند.
با توجه به اين که مسئوليت نشريه اي که اقدام به انتشار مقاله ي مورد نظر نموده است، برعهده ي يکي از راهيافته گان مجلس رژيم اسلامي ايران است، اين شخص و جرياناتي که او را مورد حمايت قرار مي دهند، با حذف اين نويسنده ي جوان سعي در بازسازي چهره ي اين راهيافته و نشريه ي او دارند و در مقابل هر گونه تلاش براي نجات او مقاله ي او را «غير قابل دفاع» مي نامند.
گمنامي اين نويسنده ي جوان و عدم اطلاع رساني درباره ي وضعيت او مي تواند دست حکومت ايران و عوامل آن را براي هر گونه جنايت و سپس سرپوش گذاشتن بر آن باز خواهد گذاشت و هم چنان که بر هيچ کس پوشيده نيست، رژيم حاکم بر ايران در اين گونه جنايات، پرونده ي سياهي دارد و به عنوان مثال جنايتي که در مورد خانم زهرا کاظمي صورت گرفت، به لطف تابعيت کانادايي ايشان و بازتاب خوب رسانه اي هميشه در اذهان باقي خواهد ماند. در صورتي که خانم کاظمي حتي بر طبق قوانين رژيم ايران نيز هيچ جرمي مرتکب نشده بود و حتي براي دستگيري او هيچ توجيهي وجود نداشت. يادآوري اين خاطزه ي تلخ؛ شدت خطري که اين نويسنده ي جوان را تهديد مي کند، روشن تر مي کند. عدم اطلاع رساني در اين مورد مي تواند به مرگ فجيع يک انسان زير شکنجه منجر شود، هيچ انساني نبايد به خاطر آراء و عقايدش مورد شکنجه قرار گيرد، زنداني يا کشته شود و موافقت يا مخالفت ما با آراء و نظرياتش نبايد باعث شود که در برابر آزار و قتل او که تجاوز به حقوق تمامي انسانها است، سکوت کنيم. همين دليل از تمامي رسانه ها، انجمن هاي دفاع از حقوق بشر، دفاع از روزنامه نگاران، دفاع از زندانيان سياسي، انجمن هاي دفاع از حقوق زنان، فعالين سياسي و تمامي انسانهاي آزاده و آزادانديش و تمامي کساني که براي آزادي بيان و انديشه مبارزه مي کنند و آن را محترم مي شناسند، فارغ از تمام موضع گيري هاي سياسي و ... تقاضا مي کنيم براي نجات اين نويسنده ي جوان از مرگي تلخ و دردناک نجات دهيد.
انتشار اين خبر حتي در يک وبلاگ بيشتر هم مي تواند عامل بازدارنده اي دربرابر اين تجاوز باشد، پيشاپيش دستان همه ي شما را که به ياري او برميخيزيد، مي بوسيم.
با احترام و عشق
هومن عزيزي و مريم هوله

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed