۱۳۸۳/۰۴/۱۱

جاکش ها

جاکش ها
در ميان ما جا سازی می کنند
" جاسوس "
در ميان ما
جاکش ها
جا به جا
جاسازی می کنند.
غير قانونی نيست
" نوستالژی "
به ياد روزهای عرق خوری در " مرمر"
" کافه نادری "
" ريويرا" ی قوام السلطنه
خاطرات مدرسه
دانشگاه
کارخانه
روزنامه
همکلاسی
همکار
روی يک نيمکت
در يک اداره
دور يک ميز
گرد يک منقل
در يک زمين ورزش
جاکش ها
نبوده ها را عکاسی می کنند
نمی شناسی
نديده ای
بوده ای اما
در پسِِِِ ِ پشت ِ خاطره ی
قماربازی
کلاشی
پشت هم اندازی

نمی شناسی
نمی شناسی اشان
کافه هايی که تو بياد نمی آوری
گيلاس هايی که هرگز بالا نبرده ای
همکلاسی هايی که هرگز نديده ای
مثل ما، با ما می گويند " کار"
مثل ما، با ما می گويند " تضاد"
مثل ما ، با ما می گويند " کارگر"
می گويند " کارخانه "
" کار فرما"
مثل ما .
مشت هايشان را گره می کنند
و می گويند
همه ی آن چيز هايی را که ما می گوييم
دست مان را می فشارند
ـ محکم ـ
" رفيق "
و همراه ما سرود می خوانند
" تنها ما توده ی جهانيم.............. ".

می گويند " ما "
و از ما نيستند
جاکش ها
همه چيز را در ميان ما
جاسازی کرده اند

" روزنامه نگار "
" طنز پرداز"
" مقاله نويس "
" نويسنده "
" شاعر"
" آواز خوان"
" هنرپيشه "
" کارگردان"
" نقاش "
" قهرمان "
از همه رقم
جنس شان جور است
کم نمی آورند!

جاکش ها
همه چيز را
در ميان ما جاسازی کرده اند.

مينا اسدی
آپريل دوهزار و چهار- استکهلم

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Mohandes :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed